چه...؟

چه می آیی اینجا 

به نام دوست 

چه می روی اینجا 

به نام من 

ای پنهان از ذهن معتاد من 

تو معتاد تر از منی 

ای همه من 

ای لیلای خیالم .

/ 10 نظر / 18 بازدید
شقایق

سلام خیلی وبتون قشنگه... مرسی اومدید وبم بازم بیاید[گل]

Doctor

گاهى رهگذر خيالم....گاهى خيال رهگذر....

علی

متنتون زیبا بود

شقایق

ممنون بابت لینک منم شما رو لینک کردم.. راستی اگه شعرام رو خوندید و با توجه به اینکه واقعا توی ادبیات استاد هستید اگه میشه اشکالای کارمو بهم بگید ممنون میشم[گل]

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. اين پيام، در حکم کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا مطالب متنوع وبلاگ، مورد نظر شما قرار خواهد گرفت. منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامي هستم. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

arezoo

سلام اقا محمد ممنون از پیام قشنگت خوشحالم کردی در لینک دوستانم قرار گرفتی ممنون میشم حرف و نظر واقعی تو بگیتشکر می کنم

شقایق

سلام..حرفاتون واقعا قشنگه..مرسی از نظرتون..راستش همه همینو میگن..اینکه حرفام از سنم بیشتر میزنه ..اما اگه منو ببینید حتی فکر میکنید که راهنمایی باشم نه دبیرستان.. اون شعر از خودم نبود...من شعرهای خودم رو توی وبلاگم نمیذارم... از نصیحت هاتون ممنون..منم خیلی دوست دارم شاد باشم اما...انقدر تو این سن کم غم و ناراحتی رو تجربه کردم که.. چشم حتما به درسهام میرسم..ممنون از نظرتون[گل]

سپیده

زندگیست دیگر! همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست، همه سازهایش کوک نیست! باید یاد گرفت با هر سازش رقصید، حتی با ناکوک ترین ناکوکش... اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن! حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد...