لیــــلایــــی تــــریـــــن هـــــای بیــــــــــدل

ای همه مانده در جان  ناقابل من

باز آیی

که پر از درد لیلایی منم!!!

ای رفته از دیار عاشقانه ام

منتی نه و آنی بگشا روی

که لیــــلایی تــــرینـــم

بیا که این فــرهــاد خسته در بیستون

پر از فــریــاد و درد تیشه است

بیا که به یک نیم نگاه مهربان تو

بی نیاز از دار دنیامی شود

بیا و چشم خسته در انتظار بین

بیــا که بیـــدل درآرزوی دیدار روی تو

 

 

اگر حاجتش روا شود

قارون هر دو جهان می شود.

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
منا

خیلی ممنون واقعا ک گوش دادی ب حرف چرا متوجه نیستی تو داری با این کارت فقط ب اون سراب نشون میدی برات متاسفم منو دوستم داریم فکر چاره مکنیم واسه مشکلش اونوقت تو ....

پری....

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار… فکــرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار… فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار… فکرش را بکن! سایه‌ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار… فکرش را بکن! ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار… فکرش را بکن! خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار… فکرش را بکن! از سمــاور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را… بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار… فکرش را بکن! اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار… فکرش را بکن! ناگهان دیوانه‌خانه… ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن